محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

9

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

جلد دوم باب بيست و ششم : حضرت اسماعيل و ذبح او به‌دست ابراهيم عليهما السلام در « صحيح بخارى » آمده است كه عبداللَّه بن محمد ، از عبدالرزاق ، از معمر ، از ايوب سختيانى و كثير بن مطلّب بن ابىوداعه از سعد و او از ابن عباس نقل كرده كه گفت : نخستين زنى كه « ميان‌بند » به كار برد ، مادر اسماعيل ، هاجر بود . او مىخواست بدينوسيله حاملگى خود را از ساره پنهان كند . ابراهيم هاجر را همراه فرزندش اسماعيل كه شيرخواره بود ، نزد سايه‌بانى بالاتر از زمزم آورد و در قسمت بالايى مسجدالحرام اسكان داد . در آن زمان كسى در مكه زندگى نمىكرد و آبى هم در آنجا وجود نداشت . ابراهيم آن‌دو را همراه با مشكى پر از آب و انبانى پر از خرما ، در آن ديار گذاشت و خود بازگشت . هاجر به دنبالش رفت وگفت : ابراهيم ! به كجا مىروى ؟ ما را در اين وادى كه انيس وهمدمى در آن نيست ، تنها مىگذارى ؟ ! و اين جمله را چندين بار تكرار كرد ولى ابراهيم به هاجر وسخنانش توجهى نكرد و به راهش ادامه داد . هاجر از او پرسيد : آيا خداوند چنين فرمانى به تو داده است ؟ ابراهيم گفت : آرى . هاجر گفت : اگر چنين است ، او خود ما را نگاهبان خواهد بود و آن گاه بازگشت و ابراهيم در پيچ و خم راه كوهستانى ، در حالى كه از ديدگان هاجر به دور بود ، رو به كعبه نمود و دستانش را به آسمان گرفت و چنين دعا كرد :